ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
قطره قطره گیلاسم را پر میکنم
نگاهی به گیلاسم می اندازم
و لحظه ای تامل می کنم
...
چه فرقی می کند باشد یا نباشی
همه را تا انتها مینوشم
دوباره نگاهش میکنم
به سلامتی هرکی که

دیوانه میکند مرا
صبح ھایی
که فقط من بانوی شبانه ات بوده ام
آغوشت تنگ مرا میخواند
از در میروی بیرون
بعد از بوسیدن پیشانی ام
عزیزم مواظب خودت باش...
با تشکر از : یک ذوست
تلخ است طعم لبان شیرینت وقتی که میبوسد مرا....
دلم هوایی شده.....
هوای اتاقی پُـــــر از دود را میکند....
... ...
و زیر سیگاری پـُــــر شده از خاکستر را....
هوای پیـــکی شراب را....
و مـَستی ِ بعد از آن را.....
دلم لذت دیدن رُژ قرمز بر روی فیلترهای سیگار را میخواهد......
"دلم هوای شب را کرده.....
هوای شبی سرد در آغوش مردانه ات..."
دلــــــــــــــــم:
جاده ی شمال
یک کلبه ی جنگلی
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی
کمی هیزم
کمی آتش
مه جنگلی
کمی تاریکی محض
کمی مستی
کمی مهتاب
برای حال بیشتر ... چند نخِ سیگار
و
× "تـــــــــــــــــــو" ×
تویی که انگار شاهرگ احساسم را زده باشی

هیچ وقت میدان آزادی از نمای بالا نشون نمیدن چون شبیه یک صلیب مدرن انگلیسی هستش

به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام ، چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را ؟ مثل آن مسجد بین راهی،تنهایم. هر کس هم می آید مسافراست، می شکند،هم نمازش را هم دلم را
نبودنت را دارم با ساعت شنی اندازه میگیرم یک صحرا گذشته است
با این دل شکسته ما را صبور کن
یا لا اقل بخاطر زهرا(س) ظهور کن
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین

دیروز به انتظار سلامت نشستم …
نیامدی…
امروز و فردا ها نیز می نشینم …
.
.
.

می ترسم... از روزی که تا ابد تو را نبینم
می ترسم... از روزی که بعد از آن تا بی نهایت تو را نشنوم
می ترسم... از روزی که فقط به من نمی اندیشی
می ترسم... از نفس های تو،آن لحظه که با نبضم هماهنگ نزند

دل میگه ---->>>>آآآآرره

وقتی یکی ازت دوره فکر نکن داره فراموشت میکنه..!!!!
شاید فقط داره بهت فرصت میده دلت واسش تنگ بشه
می آیی ... می روی ... و فقط یک سلام ... و گاهی یک خداحافظی
نه ... این انصاف نیست ...
دنبال یک کلمه می گردم
یک کلمه ی خاموش
مانند یک بوسه
که جمع کند همه کلمات را
روی لب های تو...♥

و خداوند فرمود:
در دین هیچ اجباری نیست
و سپس اضافه کرد . . .
(خب حالا توجه شما رو به جهنم جلب میکنم).

BazAMM shAaaB shoDo in DEL bighaRare......

سلامتــــی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخــــرشم دق میـــدن مـــارو

شنگول آبــــاد محلی برای شنگول شدن شماست . ░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░████████
اه اخه چرا باید همیشه قسمت بگه چیکار کنیم .....
خدا بسه دیگه نمیخای تمومش کنی؟؟؟
خدا آدمات چرا آدم نما شدن؟؟؟
تو این زمونه سگ بودن شرافت داره....
معلم ، شاگرد را صدا زد تا انشاءش را درباره ی علم بهتر است یا ثروت بخواند . پسر با صدایی لرزان گفت : ننوشتیم آقا ...... پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی ، او در گوشه ی کلاس ایستاده بود و در حالی که دستهای قرمز و باد کرده اش را به هم می مالید ، زیر لب گفت : آری ! ثروت بهتر است ، چون می توانستم دفتری بخرم و بنویسم !!!"
خدای بزرگ...
کجایی؟؟؟؟؟؟؟
میگی :همینجایی؟؟؟؟؟
ولی چرا من اینقدر نابینا شدم که نمیبینمت؟؟؟؟؟؟
خدا چرا من ازت دورم با اینکه از رگ گردن بهم نزدیکتری؟؟؟؟؟
خدا چرا وقتی به فکرت نیستم بفکرمی؟؟؟؟؟
خدا چرا با این که من این همه بدم بازم میگی:
همه کس تو را برای خودش می خواهد و من تو را برای خودت می خواهم.
اگه یکی از بنده هات بهم بی توجهی کنه یه کلی ازش دور میشم
ولی تو چرا با این همه نادیده گرفتن میگی:
تمام اشیا را به جهت تو خلق کردم و تو را برای خودم ازمن مگریز!
برای چی با اینکه اینقدر عصبانیت میکنم بازم میگی:
تو واجبات مرا به جای آور من رزق تو را می رسانم !
اگر غفلت کنی در ادای واجبات من تخلف نمیکنم در رزق تو!
چرا با اینکه ازت دوری میکنم میخوای باهات انس بگیرم و میگی:
انس مگیر با احدی مگر با من!
خدا شرمندتم که با این عظمتت اینطوری منو دوست داری
ولی من با این حقارت از تو غافلم:
بحق خودم من تو را دوست دارم تو هم مرا دوست بدار!
ولی خدا میخوام منم از ته دلم داد بزنم:
خدایا ؛
(اگر مرا به آتش دوزخت بری ، به همه اهل جهنم اعلام می کنم؛
که من تو را دوست دارم )
تنهای تنها
به سراغ من اگر می آیی ؟؟؟
یه جعبه شیرینی هم با خودت بیار دیوث کنس :|
همیشه در دلت گفتی
این مگه با چند نفر دوسته که همیشه آنلاینه
یک جمله همیشه یادت باشه
همیشــه آنلاین ترین ها
تنهاترینند
گویا تو را می بینم ...
شاید سایه ات را ... !
چقدر این شب بی انتها را
دوست دارم
که مرا دم به دم
حریص بوییدن سایه ای می کند
که از تو عزیز تر نیست
... ولی نزدیک تر است.
در آخرین لحظات سوار اتوبوس شد روی اولین صندلی نشست. از کلاس های ظهر متنفر بود اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود...
اتوبوس که راه افتاد نفسی تازه کرد و به دور و برش نگاه کرد.
پسر جوانی روی صندلی جلویی نشسته بود که فقط می توانست نیمرخش را ببیند که داشت از پنجره بیرون را نگاه می کرد ...
به پسر خیره شد و خیال پردازی را مثل همیشه شروع کرد :
چه پسر جذابی! حتی از نیمرخ هم معلومه. اون موهای مرتب شونه شده و اون فک استخونی .
ازین بی تابی بیزارم ازین که یاد تو باشم
ازین که با نگاهم باز پیشت اینجوری رسواشم
همش فکر میکنم این بار دیگه دل میکنم از تو
دیگه چشمامو می بندم نبینم برق چشماتو
دیگه یادم می ره وقتی می گفتی دل به من بستی
تو اما خوب نشون دادی دروغگوی بدی هستی
میخوام ردشم ولی قلبم هنوزم پیش تو گیره
با این بی رحمیات بازم چرا اینجوری می میره
چند ساله با خودم کلنجار میرم که این احساس عمیق وابستگی چه جوری بوجود میاد که به یکی وابسته میشی یابهت وابسته میشه فرقیم نمیکنه چون بعد از مدتی متوجه میشم یامیشه که همش یه حباب بوده و خیال واصلا احساسی که وجود داره واسه طرف مقابل یه چیز خنده دار یا بهتر بگم یه بازی کودکانه س.
واقعا چرا اغلب ما آدما از درک درست احساس طرف مقابل در اوایل یه رابطه عاجزیم .....چرا
آخر راه : اینو به خودم میگم بهتره که یه تجدید نظر اساسی در رابطه احساسی با دیگران بکنم. (جهان بینی)
دوستان این یه ماجرای واقعیه امیدوارم که این اتفاقات واسه هممون درس زندگی و آیینه عبرت باشه.
شروع: ۸ سال پیش
یه پسری بایه دختری دوست بود به شدت با هم صمیمی بودن پسر که دوست من بود از جمله آدمای فوق العاده احساسی بود3.سال شبانه روز باهم بودن رابطشون طوری بود که همه ما میگفتیم اونا زوج آسمونین.
۳ سال بعد
اما دست روزگار پسر رو برای کاری 6 ماهه به خارج از کشور کشوند بعد از برگشتن پسر اوضاع عوض شد یا بهتر بگم 180 درجه عوض شد جوابشو نمیداد خودش از دست پسر قایم میکرد تمام زوجهای گروه ما پاپیش گذاشتن شاید اوضاع به روال اولیش برگرده نشد که نشد مرغ دختر یه پا داشت وبهمین راحتی کساییکه قرار بود تا قبل از اون باهم ازدواج کنن وتا ابد با هم باشن از هم جدا بشن.
۶ ماه بعد
آخر راه : خودم موقعی که این ماجرا یادم میاد نفسم بالا نمیاد شما چطور؟
حالم را پرسیدند ، گفتم : رو به راهم !
ولی افسوس ، کسی نپرسید ، رو به کدام راه ؟!
دنیای عجیبی است کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نداری
و کسی که تو دوستش داری او تو را دوست ندارد
وکسی را هم که تو دوستش داری و او نیز تو را دوست دارد به رسم دین و آیین به هم نمیرسید
وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر خنده معنایی ندارد ...
فـقـط می خندی تا دیگران ، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد !
... وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ...
فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای !
وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن .......!
حکایت ما آدم ها ، حکایت کفشاییه که اگه جفت نباشند ، هر کدومشون هر چقدر شیک باشند ، هر چقدر هم نو باشند ، تا همیشه لنـگه به لنـگه اند ... !
کاش خدا وقتی آدم ها رو می آفرید جفت هر کس رو باهاش می آفرید ... تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها ، به اجبار خودشون رو جفت نشون نمی دادند ..
زن که باشی
نمی توانی انکار کنی تشنه ی بوی تن مردت هستی
همیشه و هر لحظه
دست خو...دت نیست
زن که باشی آفریده میشوی برای عشق ورزیدن ..
برای نگاههای مهربانانه ..
برای بوسه های آتشین
زن که باشی تمام تنت طعم تلخ عطر گس مرد را میطلبد
زن که باشی سرشاری از عاشقیت های ناتمام
پر شده ای از زیبایی از مهر از زیبایی
زن که باشی اما
دست خودت نیست
اگر مردت طعم خیانت دهد
تمام هستی مردانه اش را با بی مهریت به باد خواهی داد
تنهایی قشنگترین حس دنیاست...
چون برای داشتنش نیاز به هیـــــچکـــــس نداری..
| 1 |
2
|
3
|
4
|
5
|
>>
|