1 اسفند 1390 - پرنده بی همدم

پرنده بی همدم


مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

تنهایی....

تنهایی مثل لباس است.
از هر فاصله ای خودش را نشان میدهد!

تقدیـــرِ من....

اگه رفتــــن
نرسیـــــدن
تویِ تقدیـــرِ منه
جُرمِ بـــــی بخششِ من
اگه عاشق شدنـــه
چشماتو به روم ببنـــد خدا چشمش بـــازه
زندگــــی باگره هاش
آدمو میــــــــسازه 
 

رمز آرامش .....

رمز آرامش اینه که : منتظر کسی نباشی ؛ که منتظرت نیست ... !!!

تصویر شکسته....

به سلامتی کسی که دلتو شکسته اما خبر نداره اون چیزی که شکسته تصویر زیبایی بوده که از خودش ساخته 

 

بی ثمر ....

عاشق کردن کسی که احساس ندارد همان قدر بی ثمر است که بخواهیم با صابون ذغال را سفید کنیم 

 

در آغوشت....

در آغوشت که جا میگیرم
عمیق تر گناه میکنم
من این جھنم را که ھوای بھشتی دارد
با ھزاران بھشت خدا که بی تو
ھوای جھنم دارد 

 

آموختم...

آموخته‌ام که وابسته نباید شد ..

نه به هیچ کسی‌ و نه به هیچ رابطه ای..

این نشدنی‌‌ترین اصلی‌ بود که آموختم..
...
خیلی نیاز به درس خواندن نیست

برای کشف و آموختن

بعضی وقت ها یه نگاه هم کافیست

چه خوشبختند

چه خوشبختند
کسانی که چشمانی باز دارند و جستجوگر صداقتند
چه خوشبختند
کسانی که برای زندگی می جنگند و منتظر پیروزی می مانند
و در پیروزی خویش استوار می مانند
چه خوشبختند
کسانی که طعم شیرین صداقت و دوستی را
در پایان حس می کنند
.................
اه خدای من
من چقدر خوشبختم امروز
چقدر پر می گیرم از شوق
و چقدر رهایم...........................
و سرشار از همه چیزهای خوب......................

لیلا هژیر

زندگی ناخواسته...

عجب جای عجیبی ست این فیس بوک !!!
میشود با خیال راهت نقابت را برداری
نقابی که جایش افتاده روی صورتت ، اما خیالی نیست کسی نمی بیند !
مثل یک مرد ، آری یک مرد واقعی ، نه از آنهایی که گریه نمیکنند
اتفاقا از آنهایی که گریه هم میکند ، شاید گاهی هم خنده کند
با خیال راهت بنشینی از دردهات بگی ، زار زار گریه کنی ، گاهی هم بخندی
این لا به لا هم دیگران برایت تند تند لایک بزنند ، انگاری تایید می کنند ، لذت می برند
و تو ، تو فکر کنی که اصلا تنها نیستی ، فکر کنی همه دنیا کنارت است
فکر کنی که چـــــــــــــــــــــــقدر خوشـــــــــــــــــــــــــــبختی !
اما شب همین که خواستی بخوابی
بالشتت که هنوز تر است از اشکهای دیشب ، سیاهی اتاقت و سنگینی سکوتش
تازه یادت می آورد که چقدر تنهایی ، چقدر تنهایی ، تنهایی ، تنهایی
و تو دوباره آن نقاب لعنتی را میگذاری روی صورتت
جایش هنوز درد میکند ، جای زخم های دلت هم هنوز درد می کند
اشکهایت را مانند قهرمانها پاک میکنی ، چشمانت را میبندی
و به این فکر میکنی که چـــــــــــــــــــــــقدر بـــــــــــــــــــــــــــدبختی !
............و آرام میخوابی ، نه نه بیدار میمانی ، بیدار میمیری

زیباترین چشم انداز....

حرفی ندارم...
توهم چیزی نگو....
بگذار تنها تماشایت کنم...
ای زیباترین چشم انداز.