خاطرات یک فاحشه - پرنده بی همدم

پرنده بی همدم


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

خاطرات یک فاحشه.............

گرمای تنت ارزانیه همان فاحشه ها! من سرمای تنهایی ام را به گرمای هوس ات ترجیح می دهم!

خاطرات یک فاحشه 41.....

این همسایه روبرویی یه زن و شوهر جوونن ، خیلی شادن ، عاشقن به معنای واقعی .
تا حالا زوج اینجوری خوشبخت ندیدم.
مثلن صب که از خواب بیدار میشن ، اول یه سِری دنبال‌بازی می‌کنن عین بچه ها ! بعد پسره آماده میشه بره سرکار ، درو باز میکنه، کلاه کاسکت رو سرشه ، لقمه‌ی نون و کره‌شم دستشه .
دختره میاد تا دم در، بازم میگن و می‌خندن و لب میگیرن ازهم.
یا یه وختایی صدای دختره میاد تو راهرو ، جیغ می‌کشه که : صـــب...ر کن منــــــــــــــــم بیــــــــــام. بعد میپره ترک موتور و میرن.
همسایه‌های دیگه میگن اینا چرا اینقدر خل و چلن؟
ولی من میگم عاشقن . عین تو فیلما .
دلم می‌خواد یه روز بهشون بگم سلام خوشبختا ...

خاطرات یک فاحشه....

به کوریِ چشم باکره‌های شهرمان تنت را که نه
ولی‌ تمامِ دردِ تنهایت را به جان میخرم
بگذار بگویند من هم یک فاحشه ام 

  

 

 

باتشکر از:  آزاده عزیز

خاطرات یک فاحشه39....

دختر جون!!
افتخار می کنی آزادی؟
افتخار می کنی هر شب خونه ی 1 پسری...هر شب 1 مهمونی!!
افتخار می کنی مشروب می خوری و مستی؟
افتخار می کنی سیگار می کشی؟
...
... ... افتخار می کنی پسرا بت می گن اَاَاَ تو چقد باحال و پایه ای ؟؟
افتخار می کنی پر و پاچرو می ندازی بیرون با 4 تا پسرِ داغون عکس می ندازی؟
نه عزیز من !! اینا افتخار نیس.. عُقدَس .. توهُمه... کمبودِ

خاطرات یک فاحشه ۳۸....

خدایا به تو سپردمش و الآن از یاد بردمش
ولی یه خواهش ازت دارم.
یه روزی ... یه جایی... بغل همین غریبه ... وقتی آرومه ... مست مست ... بد جور یاد من بندازش

خاطرات یک فاحشه...۳۷

زن برای عاشق شدن به چندین قرن نیاز دارد و برای فراموشی به یک دقیقه.........ولی ...مرد برای عاشق شدن به یک دقیقه نیاز دارد و برای فراموش کردن به چندین قرن

خاطرات یک فاحشه....۳۶

آدم های خوب همان آدم های بدی هستند که هنوز لو نرفته اند...!!

خاطرات یک فاحشه....۳۵....

من زنم . . . . و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو . . . . می دانی ؟؟؟؟ درد آورست که جامعه مرا محدود میکند تا تو به گناه نیفتی !!!! . . . . قوس های بدنم بیشتر به چشت می آیند تا طرز تفکر و اندیشه من !!!!!. . . . دردم می آید وقتی باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم !! . . . .

خاطرات یک فاحشه ۳۴.....

شماکه غریبه نیستید
دلم هوس تن کرده
زمزمه دم گوش میخواد
لرزش انگشت رو تن میخواد
نوازش مردانه
لعنتی من تورو میخام

خاطرات یک فاحشه ۳۳....

عیب جامعه ما اینه که همه میخوایم ادم مهم باشیم هیچکس نمیخواد فرد مفید باشه

خاطرات یک فاحشه.....۳۲

غـم نـان نــداری... تـا بـدنـامی فــاحشگـی را بھ جـــان بخـــــری !!!

خاطرات یک فاحشه....۳۱

غمگینم
..
..
..
..
...
..
..
..
همانندِ مادری که کودک بیمارش
با لبخند به او میگوید: امسال،
سین هشتم سفره ی ما
سرطان
من است :(

خاطرات یک فاحشه....۳۰

ببین
میخوای نیاز جنسیت رو
سرکوب کنی
بکن
کمش کن
...
زیادش کن
ارضاش کن
نکن
هرگهی میخوای بخور
ولی انکارش نکن
خب؟
آخه عین احمقها به نظر میرسی رفیق!

خاطرات یک فاحشه......

به حلقه اش نگاه کرد
به عکس دخترش که روی صفحه گوشی بود
به یک عمر زندگی شرافتمندانه
اما . . . . .
اندام دختر غریبه را بیشتر از همه چیز پسندید... !

خاطرات یک فاحشه ۲۸....

نفرین به کمر مرد بد کاره
بی پرده برده های شب کاره
به پدری که فقط بلد بکاره
به شوهری که زنشو میده اجاره
نفرین به احتیاج ، عامل فساد
...
نفرین به قاعدگی ، عامل کساد
به تو، تو که برده ی خواهش تنی
به خدا که تو از فاحشه ها ، فاحشه تری

خاطرات یک فاحشه ۲۷.....

تمام لحظه های شیرین زندگیم
در خراشهای دلم خلاصه میشود ..... 
 

خاطرات یک فاحشه ۲۶.....

صدا را بلند می کنم و کلاه ام را می کشم تا روی گوش هایم
میخوام یه امشب دور از فاحشگی
فقط برای خودم قدم بزنم
راحتم بذارید...

خاطرات یک فاحشه......؟

همه اول با طرف دُر دُر میرن بعد عاشق میشن، بعد سکس میکنن . .
اما من ،
بعد از سکس،، عاشقش شدم . . 
 

خاطرات یک فاحشه

زن بودن کار مشکلی ست؛ مجبوری به مانند یک بانو رفتار کنی، همانند یک مرد کار کنی، شبیه یک دختر جوان به نظر برسی، و همتای یک خانوم مسن فکر کنی 
 

خاطرات یک فاحشه.....ع

دستانم همیشه خیس است
یا خیس اشک از فراغ تو
یا خیس و لزج از فراغ تو
یا خیس از مردانه گی تو
و امشب.....

خاطرات یک فاحشه.......

همه را صدا زدم جز خدا . . . !
هیچ کس جوابم را نداد جز خدا . . . !

خاطرات یک فاحشه.....

تازه فهمیدم در کجای زمین دنیا آمده ام!
وقتی در حین ظرف شستن بی هوا دستم را زیر آب داغ بردم و فریاد:آی..ازدهانم خارج شد و پسر همسایه با صدای بلندو کشداری گفت:جـــــــــــون!
آنقدر شوکه ام که نای نوشتن هم ندارم..

خاطرات یک فاحشه....


اینجا ایران است!

کشوری که مرد هایش

جوری نگاه به اندامت و پاهایت میکنند
که از زندگی خسته میشویی!
همیشه هم همان پسری که میگویید به فکر تنت نیست بیشتر دنبال رنگ لباس زیرت میگردد!
آری اینجا ایران است 100% اسلامی
آنقدر اسلامی که مردهایش به بهانه شلوغی مترو آنقدر خودشان را بهت میمالند که ارضا شوند!
همان جایست که در تاکسی پیرمرد آرام پشت دستش را به پاهایت میکشد
همان بهشتی که روی خط عابر پیاده بخواهی عرض خیابان را طی کنی کلکسیونی به عشق تنت ترمز میزنند
همان جای که در دانشگاه آزاد اسلامی استاد هایش برایت تیک میزنند 20 را میدهند به شرطی که اهل شیطنت باشی

حرف زیاد است من فرصت نوشتن دارم ولی شانه های تو دیگر کشش این سنگین غم ها را ندارد , آن روی سکه بود که میخواستی!

خاطرات یک فاحشه....

مرد یعنی :
یک کوه
...سخت ولی نرم....
دلسنگ اما مهربان....
خشن اما وفادار....
... ... مغرور اما نرم ....
لجباز ولی وفادار.....
دیوانه ولی عاشق.....
...سرد اما هات....

خاطرات یک فاحشه.....

  

بیمارستان رفته بودم
در گوش کودکی که مرده به دنیا آمده بود
خم شدم
آرام گفتم:
"چیزی را از دست ندادی".... 

 

 

خاطرات یک فاحشه.....

مرد یعنی :
یک کوه
...سخت ولی نرم....
دلسنگ اما مهربان....
خشن اما وفادار....
...
... مغرور اما نرم ....
لجباز ولی وفادار.....
دیوانه ولی عاشق.....
...سرد اما هات....

خاطرات یک فاحشه۱۶...

هی با تو هستم،اره خود تو
بیا این کلمات هم برای تو
بردار ، گم شو....

خاطرات یک فاحشه۱۴...

حرام شد... حـــــــرام... عشق پاکم در آغوش هرزت... افسوس و صد افسوس.....!

خاطرات یک فاحشه ۱۴

آزادی یعنی اینکه میخوام نه برده باشم و نه برده دار !

خاطرات یک فاحشه ۱۳

سکس
مشروب
سیگار
هرزگی
فاحشگی
... ضجه
گریه
دعا
خدا
لعنتی تو با چه چیزی فراموش میشوی؟!

خاطرات یک فاحشه ۱۲

لاشـــه عاشقی ام سگ خور نامردی تو
اینقدر خون به دلم هست که هارت بکند 

 

خاطرات یک فاحشه ۱۱

میخواهم دور بشوم از هیاهوی نامردان این شهر
هدفون به گوش
یک به یک رد میکنم
خاطرات اهنگی را که با تو در شب زمستانی
در یک اتاق شش متری گذرندام.
لعنت به اهنگ.... 

 

خاطرات یک فاحشه ۱۰

مینوشم و داغ میشوم:
"به یاد دوستانی که این شب رو توی تنهایی گذروندن...
"به یاد همه مردایی که توی روزگار نامرد،مرد موندن...
"به یاد کسانی که یلدای امسال، عزیزانشون در کنارشون نبودن...
"به یاد کسایی که توی اتاق تاریک اهنگ گوش میکردن...
"به یاد همه دخترکانی که به دست یه نامرد،فاحشه شدن... 

 

 

خاطرات یک فاحشه ۰۸

روزی میشود که برگ برنده ات دل میشود
اما تو دیگر حاکم نیستی ،احمق جان!   

 

خاطرات یک فاحشه. ۰۹

اسیر اعتقاداتی نشو که فقط بکارتت را تمام ارزشت می دانند...!
اسیر پسرانی نشو که فقط ناز باکره ات را خریدارند...!
اسیر حس مخالفت و آزادی نباش که فقط در دریدن بکارتت خلاصه شود...!
کمی بیشتر بیندیش...!
شخصیت بکارت دریده ات را خریدارترم...!
... اندام بکارت دریده و ندریده ات زیاد فرقی نمی کند...!

خاطرات یک فاحشه .۰۷


حرف میزنی،اما تلخ...
سکس میکنی،اما سرد...
محبت میکنی،اما با منت....
موندم این چه جور دوست داشتنیه؟!! 
 

خاطرات یک فاحشه .۰۶

شیطان نیستم
فرشته هم نیستم
خدا هم نیستم
فقط دخترم
از نوع ساده اش
حوا گونه فکر میکنم
فقط به خاطر یک " سیب " تا کجا باید تاوان داد ؟

 

خاطرات یک فاحشه .۰۵

خودت هم خوب می دانی
زنانگی ام نباشد .......
مردانگی ات شایعه ای بیش نیست !

خاطرات یک فاحشه .۰۴

اینقدرعطر رو تنت خالی نکن
تو بوی گند خیانت میدهی لعنتی!

خاطرات یک فاحشه.۰۳

اینجا
این گوشه
فاحشه ای بی امان مرگ را تجربه میکند بی تیغ
غرق میشود در خون تنهایی خوش
روزی میمیرد از این مرگ خاموش!

 

خاطرات یک فاحشه.۰۲

 

همیشه در مصاف با دختری ، اول به چشماش نگاه می کردم . . . !
ولی دوست دارم وقتی تورا می بینم اول به دستانت نگاه کنم . . . !
که چه بی آلایش ، قلب و روح مرا می لرزاند . . . !
گاه با خود می گویم شاید منم مقصرم که تو این گونه ای . . . !
ولی دستانت جور دیگری مرا نگاه می کنند و چشمانت جور دیگر . . . !

 

خاطرات یک فاحشه

 

 
 
من درد میکشم
درد زنانگی....
اه میکشم و به خود میپیچم
نامرد کاش بودی میگفتی :
"بیا دردت را با من تقسیم کن"
اما حال تنها درد میکشم
تنها....