کلمات زندگی - پرنده بی همدم

پرنده بی همدم


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

کاغذی بی رنگ . .

و عشق
قیچی شد !
وقتی تو سنگ شدی
و من کاغذی بی رنگ . . 

 

استعداد عجیب....

استعداد عجیبی در شکستن داری…. قلب…غرور…پیمان… استعداد عجیبی در نشستن دارم…. به پای تو…به امید تو…در انتظار تو

زندگی کن....

همیشه با بدست آوردن اون کسی که دوستش داری نمی تونی صاحبش بشی ، گاهی وقتا لازم هست که ازش بگذری تا بتونی صاحبش بشی ، همه ما با اراده به دنیا می آییم با حیرت زندگی میکنیم و با حسرت میمیریم این است مفهوم زندگی کردن ، پس هرگز به خاطر غمهایت گریه مکن و مگذار این زمین پست شنونده آوای غمگین دلت باشدافسوس...آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد...برای آنچه از دست رفته آه می کشیم

لحظه های عاشقی ........

از من نگیر این لحظه ها را،هر چه باشد من یک عاشقم ، نگاهی به من بینداز ببین به چه روز افتاده ام… ببین چه کسی مرا به این روز انداخت تو مرا اینگونه با لحظه های عاشقی آشنا کردی تو مرا در دام عشق گرفتار کردی . .

قلبم......

ببین که قلبم از آن روز که تو آمدی ، چه حالی دارد ، تو که در قلب منی ببین چه هوایی دارد ، به چشمانم نگاه کن و ببین چه دنیایی دارد ، بیا در آغوشم و حس کن که وجودم چه التهابی دارد قلبم چه تپشی دارد ، وای که خودم نیز نمیدانم چه حالی دارم میدانم تو نیز حال مرا داری ، اما هنوز هم باور نداری که چه جایگاهی در قلبم داری . . 

اشک و دستمالِ کاغذی..........

دستمال کاغذی به اشک گفت
قطره قطره‌ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟
عاشقم
با من ازدواج می‌کنی؟
... :اشک گفت
!ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی
تو چقدر ساده‌ای
!خوش خیال کاغذی
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی کجاست ؟
تو فقط
!دستمال باش
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌های کاغذی
فرق داشت
چون که در میان قلب خود
.دانه‌های اشک کاشت

کاغذهای سفید .........

دستم
به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی،
هوس می کنم،
...تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !!
از بس،
که خالــی ام از تو …
از بس،
که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟

خوبی ها.....

شاید دیگران خوبی های تورا فراموش کنن ،
اما تو خوب بودن رو فراموش نکن

آخه انصافه......؟

یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه... اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه... اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاس... آخه انصافه؟؟

قاصدک....

قاصدک غم دارم ...غم آوارگی ودربدری ،غم تنهایی وخونین جگری. قاصدک وای به من.. همه از خویش مرا می رانند، همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند ......

،دنیای مجازی ...........

فضایی که گاهی میتوان به راحتی با صفحه های سفیدش درد و دل کرد ،دنیای مجازی با همه پیچیدگی و ماسک هایش ...باز جای امنی است برای بیان،،،، نمی دانم.......

جملاتی زیبا ارزشمند و تاثیرگذار...

دوست کسی است که من با او میتوانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم.

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست

bleeding black rose

 

ادامه مطلب

بنویسم....

تو می روی که مدام از نبودنت بسرایم؛ تو می روی که مدام از غم سفر بنویسم / بمان ؛که حافظ موهای صاف قهوه ای َت را ، تورقی بزنم ؛صد هزار اثر بنویسم

تجاوز ..............

تجاوز یعنی تو تاکسی خانوم بغل دستی از نوع نشستن یک مرد
احساس راحتی نکنه
تجاوز یعنی دختری به خاطر ترس از نگاه هرزه یک مردتو گرمای تابستون
مجبور شه مسیری رو بدوه
تجاوز یعنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده
... تجاوز یعنی ویران کردن کاخ آرزوهای یک زن
تجاوز یعنی به قیمت عشق زن را با تن سنجیدن
تجاوز یعنی اسمش را دوستی ساده گذاشتی و دختری به نام دل عشقش دانست...
تجاوز یعنی به جرم پاک بودن ترد شدن
بله تجاوز تنها به معنی به زور هم آغوش شدن نیست

رفتار عاشقانه...........

رفتار عاشقانه ی "زن" را بایــد از دلتنگـیش فهمید از شـــوق و بی تابیـش برای دیدار از حس کودکانه اش برای آغــــــــوش از خجالتش برای بوسـه گرفتن "زن" بـی دلیل بهانه نمی گیرد شاید بهانه ی نداشتن "دستانِ گرمـی" را دارد که دستانش را بگیرد.....!!

به یاد تو.........

موجود بی آزاری هستم

کار می کنم

قصه می خوانم

شعر می نویسم

و گاهی

دلم که برایت تنگ می شود

تمام خیابانها را

با یادت پیاده می روم!

خواب....

هنوز منتظرم وسط یک که از شدت تب عرق کرده ام بیدارم کنی و بگویی


دلتنگی...

دلتنگـی نه با قـلـم نوشتـه می شود ، نه با دکمـه های سـرد کیبـورد ... دلتنگـی را با اشـک می نویسنـد

خلاصی....

بعضیا رو باید یهو از زندگیت حذف کنی

اگه به مرور باشه زجرت میدن

مثل کندن چسب زخم ( ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅ ̲̅]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅) از رو پوست

که یهو میکنیش و خلاص میشى !!!

دو کلمه حرفِ رُک .....

بعضی روزا عاشِقِ حرفایی میشی که توشون گوشه و کنایه یا اشاره ای داره ... گاهی هم از هر چی اشاره ست بیزاری ... دِلِت دو کلمه حرفِ رُک میخوااااااااااااد ...

صادقانه می نویسم....

تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است عـــاشقانه دوستت دارم

خاطره ها ....

یکی بیاید

دست این خاطره ها را بگیرد

ببرد گردش ..

کلافه کرده اند مرا،

بس که نق می زنند به جانم

مثل قاصدک....

گاهی باید آرزوهایـــت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دســت باد تا بــروند و سهم دیگران شوند...

سلامتی بابایی که....

سلامتی بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت بابا داری میای خونه پاستیل میخری؟؟؟ جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه!! ماشینشو زد کنار خیابون پیاده شد آروم و با خجالت گفت آزااااااادی آزااااادی 2 نفر... :|
 
  

اعتراف....

این روزهـــــا دچار ســـــر گیجه ام! تـــــلخ تر از تلخـــــــــ ! زود می رنجمـــــــ ! انگار گمشده ام حتی گاهی می تــــــــر سم!!! چـــه اعترافـــ بدی ! شایـــــد لـــحظه کوچ به منــ نزدیکـــ شده! دلم هوای سردی غربتــــ دارد

عادت....

دستم را گرفتی ، گفتی دستات چقدر عوض شده ...
سری تکان دادم و
در دلم گفتم : بی انصاف دستای من تغییری نکردن ،تو به دستای یکی دیگه عادت کردی ...!! 

 

معـرفت....

سـلامتی همـه اونایــی که فقـط رفیـق روزای خوشیت نیسـتند و تـوی غـم ها تنهات نمی ذارند سـلامتی همه اونایی کـه معـرفت حالیشونه و تنهامـون نـذاشـتـند ... !

مخـــــاطبٍ مــــن، ....

هٍـــــی فلانــــی... عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر، مخـــــاطبٍ مــــن، معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش را به دنیـــــایی نمیـــــدهــــم...

غــــریبــــه0....

دیـــــگر بتــــو فکـــر نـــمیـــکنـــم .... گنـــاه اســـت ... چـــــشم داشــــتن به مــــالِ غــــریبــــه هــــا...!!! 

موجودات خاکی ....

ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت می رویم. ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر بر آورده ایم.
.. 

.
 الهی قمشه ای

به قـــولِ....

به قـــولِ لامارتین شاعر فرانسوی ،
تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم.محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا . . .  

 
به قـــولِ مارتین لوتر کینگ،
گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است...! 
به قـــولِ مایکل اسکوفیلد
همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی. 

به قـــولِ خسرو گلسرخی:
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده ایم...!
به قـــولِ زنده یادحسین پناهی
تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت
زوووووووو.....
تمرین روزهای نفس گیرزندگی بود 

به قـــولِ چارلی چاپلین
آموخته‌ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید
پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می‌توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم 
به قـــولِ چارلی چاپلین
شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز...!
به قـــولِ حسین پناهی
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید... روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز..  

به قـــول ارنستو چه گوارا
دستم بوی گل میداد
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند...
اما هیچ کس فکر نکرد که شاید
...
یک گل کاشته باشم
...!

به قـــولِ حسین پناهی
این آینده ,کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم؟  

به قـــولِ والت ویتمن
زندگی به من آموخت؛
بودن با کسانی که دوستشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است.
به قـــولِ ژان پل سارتر
از همه اندوهگین تر شخصی است که از همه بیشتر می خندد!
به قـــولِ مارک تواین
آنجا که آزادی نیست،
اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد،
اجازه نمی دادند که رای بدهید!
 
به قـــولِ برتراند راسل
مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند،
در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند


  

 

نامه یک زن ایرانی به مرد هموطنش.....

پیاده از کنارت گذشتم ، گفتی : " قیمتت چنده خوشگله؟ "
سواره از کنارت گذشتم ، گفتی : " برو پشت ماشین لباسشویی بنشین! "
در صف نان ، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود!
در صف فروشگاه ، نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود!
زیر باران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ ، وزنت را بیندازی روی من!
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی : " زهرمار! "
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت ، فحش خواهر و مادر بود!
در پارک ، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم!
نتوانستم به استادیوم بیایم ، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی!
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی!
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!
تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است!
من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده‌ام!
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!
من باید لباس‌هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!
من باید غذا بپزم و به بچه‌ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن ، گفتی بچه مال مادر است!

وقتی خواستی طلاقم بدهی ، گفتی بچه مال پدر است

زمزمه ....

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت : او یقین پی معشوق خودش می آید ... پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود : مطمئنا که پشمان شده برمیگردد..عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز 

فـــــــرد تنـها ....

اگــــر آدمهای کـره زمین ... تعدادشــــــان فــــرد باشـــد ... یک نفـر تنها می ماند .... تـو رفتی و فـــــــرد تنـها شده ام .... مــــــــن .... 

 

به شیوه خودت زندگی کن....

زندگی کن به شیوه خودت ... با قوانین خودت ... !!!
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند...
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی..چه خوب ... چه بد...
موضوع صحبتشان خواهی شد.!!!!
پس زندگی کن به شیوه خودت..چه خوب ...چه بد

کسی هست....؟

کسی هست شانه هایش را، به من قرض بدهد تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی !

قصه ......

دیگران برای خوابیدن قصه میگویند، من قصه خود را میگویم که دیگران بیدارشوند !!!!!

سکوت....

مردمانی هستند که می‌خواهند بدانند تو چه مرگــــت است ... و وقتی بفهمند چه مرگــــتـــــــــــــــــــ است ... بهت می‌گویند بس کن ... انرژی منفی نفرست ... اینجاست که سکوتـــــــــــــــــــــ معنا پیدا می کند ... و تنهـــــــــــــــــــــــایی می شود تنها چاره ... !! 

چه باید کرد؟؟

.تو گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد
شقایق هست ... تو نیستی ........ چه باید کرد؟؟

عطر تنت ....

سالهاست عطر تنت را

در گنجه آویزان کرده ام

هربار که دلم برای تو تنگ می شود

پیراهنت شسته می شود ! 

 

بهـــانه....

بهـــانه های دنیـــا تــو را از یـــادم نخــواهد بـــرد
.
.
.
.
مــن
تــو را در قلبـــم دارم نــه در دنیـــا ....!

آسمانی ام  ....

تو رو در دنیای گوگل سرچ کردم.......................
نتیجه اش این بود...........
گوگل دسترسی به آسمان ندارد.................
دوستت دارم آسمانی ام  

 

با گذشت.....

راست مى گفت:آدم باگذشتى بود، ازمن هم گذشت.

قصه....

دلم را به سنگ کوبیدی تا شاید این قصه بمیرد صد پاره شد دلم ولی هر پاره از آن خود قصه ای شد ...

احمق...

اشتباه نکن...
نه زیباییِ تو...
نه محبوبیتِ تو...
مرا مجذوبِ خود نکرد!!
تنها آن هنگام که روحِ زخمیِ مرا بوسیدی
من عاشقت شدم ...!!
چـقـدر عـاقـلـنـد آنـهـایـی کـه در عـشـق احـمـقـنـد

به سلامتی فاحشه های شهرمان....

پیکت را بنوش رفیق! بنوش به سلامتی فاحشه های شهرمان کــه جز خود کســـــــــــــــــــــی را نــــــــــفــــــــــروخــــــــــــتند!!

جاودان....

انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند ...

میتونست...

سلامتی اونیکه میتونست ازت انتقام بگیره
میتونست تو جمع خرابت کنه
میتونست اشکت رو در بیاره ،
میتونست....
ولی دلش نتونست...
... 
  

با تشکر از : Goli...

بهترین دوست .....

بهترین دوست اونی ِ که باعث ِ خَندَت میشه،تو اون لحظه ای که فِک میکنی دیگه نمیتونی بخَندی...! 

 

دورتـــــرین نُـــقطه....

میخــــــواهم عوض شوم!
چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟
میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی!
میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم
در دورتـــــرین نُـــقطه
... ... ... دقت کن!!!
رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست
اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری
آسیــــبی به درخت نــــزن
بـــــه همان سیــــب های کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش!

 

 

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>